ذبيح الله صفا

1559

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

جزء تاريخ عمومى اين كتابست زيرا در مقالهء دوم مؤلف بهند و پادشاهان و راجگان و نيز مطلبهايى مربوط بفرهنگ آن پرداخته است « 1 » . مقارن تأليف كتاب يادشده در هند ، كتابى هم در تاريخ عمومى ايران تأليف شده بنام زبدة التواريخ ، مؤلف اين كتاب محمد حسن ( يا : محمد محسن ) بن محمد كريم مستوفى نادر شاه افشار در آغاز اثر خود از نادر شاه و پسرش رضا قلى ميرزا نام برده و گفته كه هميشه ملازم ركاب او بود ، ولى در حقيقت كتاب را بنام رضا قلى ميرزا تأليف نموده و بسال 1154 يعنى دو سال پيش از كور كردن آن شاهزادهء شوربخت بانجام رسانيده است و چنان كه باز در مقدمه نوشته « بناى طرح اين نسخه بر ضابطهء دفترى و سياقست » . نسخه‌يى ازين كتاب بشمارهء 3498 . Or در كتابخانهء موزهء بريتانيا ملاحظه شد . متنى مغشوش و نامنظم است كه در آن حساب سلسله‌ها و سلطنت‌ها بسياق نشان داده شده ، عبارات ساده و نازل است و بر رويهم هيچگونه اهميت ادبى ندارد . مانند همهء تاريخهاى عمومى مطلبهاى اين كتاب از خلقت و گزارش حال آدم صفى الله و پيامبران آغاز شده است ، و بعد از ختم سرگذشت پيامبر اسلام ( ص ) بيان احوال خلفاى راشدين ، امام حسن ( ع ) و باقى امامان - پادشاهان ايران قديم - بنى اميه - بنى عباس و سلسله‌هاى معاصر آنان از طاهريان تا قراختائيان كرمان - مغولان و پنج سلسلهء متعاقب آنان ( يعنى چوپانيان ، ايلكانيان ، شاه شيخ ابو اسحق اينجو و آل مظفر ، آل كرت ، سربداران ) - تيمور و تيموريان - قراقويونلو - آق قويونلو و صفويه در آن آمده است . اهميت اين كتاب در اينست كه مؤلف آن شاهد و ناظر سقوط سلطنت صفوى و دوران پادشاهى شاه سلطان حسين و شاه تهماسب دوم و شاه عباس سوم و ميرويس افغان و محمود افغان و اشرف افغان و ظهور نادر شاه افشار و پيروزيها و رسيدن بپادشاهى و بيان قسمتى از دوران فرمانروايى او بود . بعد ازين ناگهان شاهد بىنظميهايى در

--> ( 1 ) - دربارهء اين كتاب بنگريد بفهرست نسخه‌هاى خطى فارسى در كتابخانهء موزهء بريتانيا ، تأليف چارلز ريو ، ص 128 - 129 و ضميمهء آن فهرست ص 25 - 26 .